مرتضى راوندى

819

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بازار خريدارى كنند ، در حالىكه رشد اقتصادى اين وضع را تغيير خواهد داد . توسعهء كشاورزى ، رشد صنعت و پيشرفت خدمات بازرگانى ، در كشورهايى كه اكنون كم‌رشد هستند ، سبب خواهد شد كه مردم دستمزدبگير و حقوق‌بگير و بهره‌ور بسرعت زياد شوند . و آنها هم اين درآمدها را صرف خريد كالاهاى مصرفى خواهند كرد . هرقدر درآمد اين مردم بالاتر برود ، خريدهاى آنها هم گوناگونتر خواهد شد . « 1 » در نتيجهء اين جريان ، صدها ميليون مردمى كه اكنون يا اصلا از بازار خريد نمىكنند و يا خريدشان بسيار ناچيز است ، شروع به خريد كالاهايى هرچه گوناگونتر مىكنند . بسيارى از اين كالاها كه مىخواهند بخرند ، بايد از خارج وارد شود . از اين‌رو ، با توسعهء اقتصادى ، تمايل كشورهاى كم‌رشد كنونى ، براى خريد كالاهاى مصرفى از خارج ، بيشتر خواهد شد . اتومبيل ، راديو ، تلويزيون ، يخچال و وسايل ديگرى كه نشان تمدن تازهء صنعتى است ، مورد تقاضاى مردمى قرار خواهد گرفت كه پيش از صنعتى شدن كشورشان ، هرگز تصور بدست آوردن آنها را هم نمىكردند . هنگامى كه چهارصد ميليون هندى و تقريبا صد ميليون سكنهء اندونزى و دويست ميليون مردم آمريكاى لاتين و صد ميليون افريقايى وارد بازار شوند . . اين مسأله ممكن نيست اثرات مفيدى روى تقاضاى كالاهاى ساخته شده و محصولات ديگرى كه در كشورهاى پيشرو صنعتى توليد و يا روييده مىشوند نداشته باشد . البته بالا رفتن تقاضا براى خريد كالاهاى مصرفى و بخصوص كالاهاى سنگين مصرفى ، تنها در نتيجهء رشد اقتصادى كشورهاى كم‌رشد كنونى ، امكان‌پذير است . به اين ترتيب ، رشد اقتصادى كشورهاى كم‌رشد ، از نظر اقتصادى به سود كشورهاى پيشرو صنعتى تمام خواهد شد . گرچه ممكن است در كشورهاى پيشرو صنعتى ، پاره‌اى از صنايع كه كالاهاى مصرفى سبك توليد مىكنند زيان ببينند ، ولى صنايع ديگر ، فرصت پيدا مىكنند تا فروش خود را بالا ببرند و ازدياد كلى كه در قوهء خريد ملتهاى كم‌رشد پيدا مىشود ، منتج به ازدياد وسيع ميزان كل خريد كشور ، از خارج خواهد گرديد . » « 1 » در كشورهاى عقب‌مانده ، اكثريت مردم به حساب نمىآيند و به منافع اقتصادى و اجتماعى آنها توجه نمىشود ، و زنجيرى از مقررات زمينى و انديشه خرافى بگرد آنان ميكشند از قبيل زندان و محدوديتهاى گوناگون اقتصادى و سياسى ، براى كشتن روح اكثريت و مرعوب ساختن آنها استفاده مىكنند . « اربابان غدار ، در همه حال ، خودسرانه با زندگى او ( انسان عقب‌افتاده ) و نزديكانش بازى كرده‌اند . ترس از قحطى ، ترس از بيمارى ، ترس از بيكارى و گرسنگى ، ترس از ظلم و تعدى ، ترس از فرداى تاريك و نامعلوم ، ترس از قرضى كه موقع پرداخت آن فرارسيده و ترس از طلبكار و رباخوارى كه در انتظار نشسته است ، ترس از زندان و ترس از ژاندارم و پليس و هزاران ترس كوچك و بزرگ ، روح اين انسان عقب‌افتاده را مانند خوره ، ساليان دراز ، خورده و او را به صورت موجود ترسزده‌اى درآورده است كه جز تسليم و رضا و تحمل بىثمر درد ، راهى در برابر خويش نمىبيند . » « 2 »

--> ( 1 ) . همان . ص 211 - 208 ( به اختصار ) . ( 2 ) . مسائل كشورهاى آسيايى و آفريقايى ، پيشين . ص 114 .